الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
372
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
وامىگذاردند . نديدى عثمان چگونه به اشعث در هر سال صد هزار درهم از خراج آذربايجان مىداد ؟ گفتم : امام على اين ديد و نظر را ندارد و چيزى از آن را به تو نخواهد بخشيد . ساعتى سكوت كرد و من هم سكوت كردم . پس از اين صحبت ، يك شب بيشتر نماند و به معاويه پيوست . خبر به على - عليه السلام - رسيد پس فرمود : ما له ترحه اللّه ! او را چه شد ، خدا غمگينش گرداند ! نظر نگارنده : اين هم از موارد حبس شخص بدهكار است تا زمانى كه حال او مشخص شود . در اين مورد به بخش « حقوق مالى » مراجعه شود . 2 . حبس تلقينكننده به كارگزار خائن بخشى از نامهء امير المؤمنين - عليه السلام - به رفاعه ( قاضى اهواز ) دربارهء ابن هرمه : . . . مگذار هيچيك از افرادى كه به ابن هرمه ، تلقين مىكنند تا مقاومت كند و به او اميد رهايى مىدهند ، به ملاقاتش بيايند و اگر براى تو ثابت شد كسى به او حرفى ياد داده كه به ضرر مسلمانان است با تازيانه او را بزن و به حبس بينداز تا توبه كند . . . . « 1 » بعضى « 2 » اين را به عنوان يكى از موارد زندان در اسلام آوردهاند و اين مبنى بر آن است كه مفهوم تعزير را توسعه دهيم تا شامل زندان هم بشود . 3 . حبس امير سهلانگار 1 . نهج السعادة : از على - عليه السلام - دربارهء مسيّب : حضرت به او فرمود : به قوم خودت بىتوجهى كردى ، سهلانگارى ورزيدى و تباه ساختى . مسيّب عذرخواهى كرد و سران اهل كوفه دربارهء او وساطت كردند ؛ ولى آن حضرت نپذيرفت و او را به يكى از ستونهاى مسجد بست و گفته مىشود : او را حبس كرد و بعد او را فراخواند . « 3 » 2 . بلاذرى : گفتهاند : معاويه ، عبد اللّه بن مسعدة بن حكمة بن مالك بن حذيفهء فزارى را فراخواند و او را به همراهى هزار [ دو هزار ] و هفتصد تن به تيماء « 4 » فرستاد و دستور داد :
--> ( 1 ) . دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 532 ، ح 1892 ؛ مستدرك الوسائل ( به نقل از : دعائم الاسلام ) ، ج 17 ، ص 404 ، ح 5 . ( 2 ) . نك : ولاية الفقيه ، ج 2 ، ص 499 . ( 3 ) . نهج السعادة ، ج 2 ، ص 577 ( به نقل از انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 113 ) . ( 4 ) . تيماء - به فتح و مد - شهركى در اطراف شام ، بين شام و وادى القرى بر سر راه حاجيان شام و دمشق . معجم البلدان ، ج 2 ، ص 67 .